تنها یک ماه از دومین افزایش قیمت کاغذ توسط شرکتهای بزرگ کاغذسازی کشور میگذرد؛ افزایشی ۱۰ درصدی که در ادامه رشد ۲۰ درصدی قبلی اعمال شد و مجموع افزایش قیمتها را در مدت کوتاهی به ۳۰ درصد رساند.
در همان روزها بسیاری از فعالان صنعت کارتنسازی هشدار دادند که بازار تحمل چنین شوکی را ندارد. صنعتی که پیش از آن نیز با رکود مصرف، مشکلات نقدینگی، افزایش مطالبات معوق و کاهش حاشیه سود دستوپنجه نرم میکرد، ناگهان با موجی از افزایش هزینههای تولید روبهرو شد.
امروز، تنها یک ماه بعد، همان شرکتها قیمت کاغذ را حدود ۷ درصد کاهش دادهاند. تصمیمی که هرچند میتواند نشانهای از پذیرش شرایط واقعی بازار باشد، اما این پرسش را نیز مطرح میکند که اگر کاهش قیمت امروز ممکن است، آیا افزایش ۱۰ درصدی سیام اردیبهشت واقعاً ضروری بود؟
واقعیت این است که بازار در این یک ماه آسیب دیده است. بسیاری از تولیدکنندگان کارتن با کاهش سفارشها، افزایش فشار مالی و دشواری فروش مواجه شدند. بخشی از سرمایه در گردش واحدها قفل شد و فضای انتظار و بیاعتمادی بر معاملات حاکم گردید.
کاهش امروز قیمت کاغذ، اگرچه اقدامی مثبت تلقی میشود، اما برای بسیاری از فعالان صنعت یادآور این ضربالمثل قدیمی است؛ «نوشدارو پس از مرگ سهراب». زیرا رکودی که طی هفتههای گذشته به بازار تحمیل شده، به سادگی و در کوتاهمدت جبران نخواهد شد.
شاید مهمترین دستاورد این اتفاق، درسی باشد که کل زنجیره صنعت باید از آن بگیرد. بازاری که در شرایط رکود قرار دارد، بیش از هر چیز به ثبات، پیشبینیپذیری و تصمیمهای مبتنی بر واقعیتهای تقاضا نیاز دارد. قیمتگذاریهای ناگهانی و پرشتاب، حتی اگر با هدف جبران هزینهها انجام شوند، ممکن است در نهایت به کاهش حجم بازار و آسیب به همه بازیگران این زنجیره منجر شوند.
امروز پرسش اصلی فقط این نیست که چرا قیمتها کاهش یافت؛ پرسش مهمتر این است که آیا تجربه بهار ۱۴۰۵ میتواند به الگویی برای تصمیمگیریهای آینده تبدیل شود؟
صنعت کاغذ و کارتن ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند نگاه بلندمدت است؛ نگاهی که منافع کارخانههای کاغذسازی، تولیدکنندگان کارتن، صنایع مصرفکننده و مصرفکننده نهایی را در کنار یکدیگر ببیند، نه جدا از یکدیگر.
کارتن اینفو امیدوار است اتفاقات ماههای اخیر، آغازگر گفتوگویی جدیتر درباره شیوه قیمتگذاری و مسئولیت مشترک همه بازیگران در حفظ پایداری این صنعت باشد.